منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

در زمانی كه آن زمانه نبود
قصه ی سیب و آدم و حوا
حرفی از كوه و ساحل و صخره
صحبتی از بهشت روح افزا
ناگهان عشق آفریده شده و
شدم عاشق، شدم غلام شما
قلم عشق بود و صحنه ی دل من
آن زمان، آن زمان نا پیداست
كه قلم هم نوشت دست خدا
السلام و علیك یا زهرا
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها





 تو گردان شایعه شد؛نماز نمی خونه!


 گفتن:«تو که رفیق اونی، بهش تذکر بده!»

 باور نکردم و گفتم:«لابد می خواد ریا نشه، پنهانی می خوانه».

وقتی دو نفری توی سنگر کمین جزیره ی مجنون، بیست و چهار ساعت نگهبان شدیم.

با چشم خودم دیدم که نماز نمی خواند!

توی سنگر کمین، در کمینش بودم تا سرحرف را باز کنم.

 - تو که برای خدا می جنگی، حیف نیس نماز نخونی...

لبخندی زد و گفت:یادم می دی نماز خوندن رو!

- بلد نیستی!؟

- نه، تا حالا نخوندم!

همان وقت داخل سنگر کمین، زیر آتش خمپاره ی شصت دشمن، تا جایی که خستگی اجازه

 داد، نماز خواندن را یادش دادم.

 توی تاریک و روشنای صبح، اولین نمازش را با من خواند.

دو نفر نگهبان بعد با قایق پارویی که آمدند و جای ما را گرفتند.

 سوار قایق شدیم تا برگردیم. پارو زدیم و هور را شکافتیم.

 هنوز مسافتی دور نشده بودیم که خمپاره شصت توی آب هور خورد و پارو از دستش افتاد.

 آرام که کف قایق خواباندمش، لبخند کم رنگی زد.

 با انگشت روی سینه اش صلیب کشید و چشمش با آسمان یکی شد...





برچسب ها :
نماز ,  شایعه ,  صلبب ,  قایق ,  خمپاره ,  شهید , 

موضوع :
شهدا , 






ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ ،

 ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ،

 ﻣﻌﻠﻢﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ، ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:


ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ     ﻛﻪ ﺩﺭﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯیک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ


ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ    ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ
ﻗﺮﺍﺭ


ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ ،

ﻣﻌﻠﻢﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!


ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ،

ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﻳﻌﻨﻲﭼﻲ ؟ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻲﺣﻔﻆ ﻛﻨﻲ؟!


ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:ﺁﺧﺮﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ

 ﻭﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭﻣﻴﻜﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ


ﻣﻦﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭﻫﻮﺍﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﻢ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ


ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ، ﻫﻤﻴﻦ؟!

ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ!


ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:

ﺗﻮﻛﺰﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻲ ﻏﻤﻲ    ﻧﺸﺎﻳﺪﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪﺁﺩﻣﻲ




برچسب ها :
بنی آدم ,  محنت ,  درد ,  دانش آموز ,  معلم ,  شعر ,  روزگار , 

مــاه اگــه نــــور خـــدا رو بگیـــره تــا همیشـــه زینـــت آســمونــه

مــاه اگـــه کـــه خودنمــایی نکنه همیشه روشن و کامل می مونه

کاش ستـــاره ی نجیــب آسمون گــــره روســـــری شــو وا نکنـــه

کاشکــی هیــچ گلی برای دلبری عطــــرشـــو حـــراج دنیـــا نکنـــه

تــــوی بــــازار کســــاد روشـــنی کســی خورشیـدو کنـار نمی زنه

هر کی میرسه به زیبایی عشــق دیگه زیبایـــی شـــو جار نمی زنه

دنیا نیــرنگ و رنگــــه بازی هـــاش چشـــم نـــداره رنـگ عشقو ببینه

تو ولــی آئینـــه ای و حیفـــه کـــه روی آئیــنــــه غـــبــاری بشیــنــه

آی گــــل محمـــدی کـاش بدونی چـــه قشنگـــه جامـه ی حیای تو

تــــو دلـــت دریـــایـــی از محبتـــه دنیـــا خیلـــی کوچیکـــه بــرای تو

آی گـــل محمــــدی کــاش بدونی دنیـــا تشنـــه ی نجابتـــت شــده

طعنـــه ها مشتــی حباب روی آب تـــازه وقــت استقـــامتــت شــده

تــــوی بــــازار کســــاد روشـــنـی کســی خورشیـدو کنـار نمی زنه

هر کی میرسه به زیبایی عشــق دیگه زیبایـــی شـــو جار نمی زنه

دنیا نیــرنگ و رنگـــه بازی هـــاش چشـــم نــداره رنـگ عشقو ببینه

تو ولــی آئینـــه ای و حیفــه کـــه روی آئیــنـــه غـــبــاری بشیــنــه



برچسب ها :
ماه ,  ستاره ,  خدا ,  روسری ,  گل محمدی , 

موضوع :
حجاب , 

بسم الله الرحمن الرحیم




<<سه چیز مایه بركت است>>


 فروش نسیه- قرض به یكدیگر- آمیختن گندم به جو برای مصرف نه برای فروش.

2- سه چیز است كه بر هر مسلمانی لازم است :

غسل جمعه *مسواك زدن * استعمال بوی خوش.

 3- سه چیز است كه شوخی درآن روا نیست :

 طــلاق*   نــكاح *   آزاد كردن بنده.

4- سه چیز است كه در هر كه باشد از نیكان است:

رضـا به قضا * صرف نظر از محرمات خدا *خشمگین شدن در راه خدا.

 5- سه چیز است كه در هر كه است از بخل بر كنار است :

 آنكه زكات می دهد * مهمان می برد* در سختی بخشش می كند.

 6- سه چیز چشم را قوت می دهد :

...




برچسب ها :
برکت ,  دنیا ,  حیا ,  سبزه ,  مسواک ,  نکاح , 

موضوع :
پیامی از بهترین ها , 

بســــــــــــــــــــــم ربــــــــ الحـــــــســـــــــین(ع)





اب را گِــل نــکُنید ...


 شایــد از دور عـلـمــدارِ حــســین ...


 مــشـکِ طــفلان بــر دوش ...


 زخــم و خــون بــر انـــدام ...


 می رِسَــد تــا کــه از ایــن آب روان ...


 پُـــر کُـــنَد مــشـکِ تــهــی ...


 بِــابَــرَد جــرعــه یِ آبــی بــرسانــد به حـــرم ...


تـــا عــلــی اصــغرِ بی شـیــرِ ربـــاب ...


نَـفَـسَـش تـــازه شَــوَد ...


 و بــخــوابــد آرام...




برچسب ها :
حسین ,  علمدار ,  علی اصغر ,  رباب ,  تشنگی ,  مشک ,  آب , 

موضوع :
پیامی از بهترین ها , 

بسم الله الرحمن الرحیم




عیب پوشی جوانمردانه

 

کسی خواست همسر خودرا طلاق دهد


گفتند:او چه عیب دارد؟


گفت:آیا کسی عیب همسر خودرا بازگو میکند؟؟!


پس از آن که زن را طلاق داد


به وی گفتند:چه عیب داشت؟


گفت:آیا کسی عیب زن مردم را بازگو میکند؟؟!



هزارو یک حکایت اخلاقی  ص 191 ح 243

نمونه معارف 3   ص 102




برچسب ها :
عیب پوشی ,  همسر ,  حکایت ,  طلاق ,  جوانمردانه , 

موضوع :
پیامی از بهترین ها , 


بسم رب الحسین(علیه السلام)






(السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام)



بازمحرم شدو دلها شکست ...

از غم زینب (س )دل زهرا(س)شکست ...

باز محرم شد و لب تشنه شد ...

از عطش خاک کمرها شکست ...

آب در این تشنگی از خود گذشت...

دجله به خون شد دل صحرا شکست ...

قاسم ولیلا همه در خون شدند...

این چه غمی بود که دنیا شکست ...



برچسب ها :
حسین ,  محرم ,  تشنگی ,  خون ,  زینب س , 

موضوع :
مناسبت ها , 

 

**بسم الله الرحمن الرحیم**

 

&& شادی خداوند &&


روایت شده است:


خداوند شادمان تر است به توبه بنده مومنش


از مردی که در بیابان به همراه قافله ای است


و هنگام حرکت قافله شتر او گم می شود.


سپس در تاریکی شب در بیابان به دنبال شتر خود میگردد.


کاروان حرکت میکند...





برچسب ها :
خداوند ,  توبه ,  شادی ,  کاروان ,  تاریکی , 

موضوع :
پیامی از بهترین ها , 

بسم رب المنتظر


کبریت احمر

 

مامون رقی گفت:

روزی خدمت امام صادق (عله السلام)بودم،سهل بن حسن خراسانی وارد شد.


عرض کرد:شما خانواده ای رئوف هستید و امامت از شماست


پس چرا برای گرفتن حق خودقیام نمیکنید با اینکه صدها هزارنفر از پیروانتان با شمشیرهای آتش

بار از شما دفاع میکنند؟؟!


حضرت فرمودند:بنشین تا بر تو آشکار گردد.


حضرت دستور روشن کردن تنوررا دادند و آنگاه به سهل فرمودند:


اگر مطیع مایی برو میان تنور بنشین...






برچسب ها :
امام صادق ,  شمشیرآتش بار ,  تنور ,  مطیع ,  خراسان , 

موضوع :
شمیم ولایت , 

به نام خداوندحکیم و رحیم




یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد :

 من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم .

 خطاب اومد : برو تو صحرا .

 اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست .

حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه .

حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست .

 از جبرئیل پرسید .

 جبرئیل عرض کرد :




برچسب ها :
حضرت موسی ,  خداوند ,  صحرا ,  بنده خوب ,  مستجاب الدعوه , 

موضوع :
پیامی از بهترین ها , 


تعداد صفحات : 9

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... | 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic