منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

در زمانی كه آن زمانه نبود
قصه ی سیب و آدم و حوا
حرفی از كوه و ساحل و صخره
صحبتی از بهشت روح افزا
ناگهان عشق آفریده شده و
شدم عاشق، شدم غلام شما
قلم عشق بود و صحنه ی دل من
آن زمان، آن زمان نا پیداست
كه قلم هم نوشت دست خدا
السلام و علیك یا زهرا
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها


بسم رب النتظر



امام سجاد (علیه السلام)می فرمایند :


اذا قام قائمنا اذهب الله عز وجل عن شیعتنا العاهه

 و جعل قلوبهم كزبر الحدید و جعل قوه ارجل منهم قوه اربعین رجلا

 و یكونون حكام الار ض و سنامها .


هنگامی كه قائم ما قیام كند خدای بزرگ عیب و بیماری و كسالت

را از شیعیان ما بر طرف می سازد ،

ودلهای آنان را مانند پاره های آهن محكم می كند ،

وبه هر نفر از آنان نیروی چهل نفر می دهد،

و آنها فرمانروایان زمین و سران اجتماع خواهند بود .

بحارالانوار ،ج52،ص 316/خصال 


بسم رب المصلین


سوره ماعون آیه های 4و5

پس وای بر نمازگزاران آنان که از یاد خدا غفلت دارند.


حضرت زهرا (س) به پدرش عرض کردند:

از مردان و زنان کسانی که نمازشان را سبک می شمارند چه آثاری متوجه آنان می شود؟

حضرت فرمودند:خداوند آنان را به پانزده خصلت مبتلا می کند.


شش ابتلا در دنیا:

1.خداوند برکت را از عمرشان برمی دارد

2.خداوند برکت را از رزقشان برمی دارد

3. سیمای صالحین را از چهره اش محو می کند

4. هر عمل خیری که انجام دهد قیامت پاداش ندارد

5. دعایش به آسمان نمی رود

6 بهره ای از دعای صالحین نمی برد


سه مشکل هنگام مرگ:

1.با ذلت می میرد

2.گرسنه می میرد

3.تشنه می میرد و اگر تمام نهرهای دنیا به او آب بدهند عطش او رفع نمی شود


سه مشکل در قبر:

1.خداوند ملکی را مأمور میکندکه در قبر او را عذاب کند

2.قبر او را فشار میدهد

3. قبرش تاریک خواهد بود


سه مشکل در قیامت:

1.خداوند ملکی را مأمور میکند که او را با صورت روی خاکهای قیامت بکشد 

و مردم او را نگاه میکنند

2.او را محاسبه شدید می کنند

3.به او نگاه نمی کنند و او را عذابی است دردناک.




برچسب ها :
نماز ,  سوره ماعون ,  حضرت زهرا(س) ,  عمر ,  مرگ ,  قیامت , 

 به نام خداوند مهربان

آورده اند که یکی از تازه مسلمانان نزد علی (ع) آمد و گفت:

یا امیرالمؤمنین در اسلام،مناهی بسیار است و مرا اجتناب از همه میسر نمی شود.

یک خصلت از خصال ذمیمه، مرا اختیار کن تا از آن دور باشم.

امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: از دروغ گفتن اجتناب کن.

مرد از خدمت او بازگشت، در راه او را نظر بر مشروب فروشی افتاد و طبیعت او به نوشیدن شراب میل کرد. خواست که آن را ارتکاب کند، اندیشید که اگر امیرمؤمنان بپرسد که شراب خورده ای، اگر اقرار کنم، حد زند و اگر بگویم نه، دروغ گفته باشم و عهدکرده ام که دروغ نگویم. پس از سر آن درگذشت.

همچنین به سر زنا رسید و داعیه ی شهوانی او را درآمد و به همان علت اول، ممتنع شد و بر هرگناه که می رسید از بیم آن که نباید به سبب ارتکاب آن دروغ بگوید، مرتکب نمی شد.

پس به خدمت امام علی (ع) رسید و گفت: یا امیرالمؤمنین! تمامی راه ها بر من بسته گرداندی و مرا معلوم شد که سر همه  بدیها ،دروغ گفتن است.

............................................

جوامع الحکایات صفحه 288

هزار و یک حکایت اخلاقی صفحه 332 حکایت 440




برچسب ها :
دروغ ,  امیرالمؤمنین ,  مسلمانان ,  حکایت ,  گناه ,  سرآمد همه گناهان , 

موضوع :
پیامی از بهترین ها , 

بسم الله النور
من یه دخترم .....!





 دختری که ارزشمند ترین ثروت اون حیاست

 آهای آقایون وقتی دارم با شما حرف میزنم برام خیلی سخته که شما زل بزنید تو چشام ...

وقتی دارم راه میرم برام عذابه که یه چشمی دنبالم باشه ...

منم مثل شما گاهی دلم میخواد قهقهه بزنم

 دلم میخواد تو دانشگاه وقتی یه اتفاق خوب می افته بپرم و فریاد بزنم هورااااااااا....


 اما اگر میبینید من این کارا رو نمیکنم فکر نکنید من احساس خودمو سرکوب میکنم ....

نه !!!!
 من یه دخترم و پر از احساس

مطمئن باشید من خیلی زودتر از شما به وجد میام !

پس وقتی دیدین یه دختر با نهایت متانت و وقار رفتار میکنه بدونید داره با نفسش میجنگه تا

حیاشو حفظ کنه پس............


هیچ وقت ! با خودتون فکر نکنید ی دختر متین و باوقار احساساتش از اونایی که چشمشون رو

رو به همه ی حریم ها بستن کمتره .... نه !


 فقط اونا احساسشونو خرج همه ی مردم شهر نمیکنن!! ............



برچسب ها :
دختر ,  حیا ,  ثروت ,  احساس ,  حریم , 

موضوع :
حجاب , 

بسم الله الرحمن الرحیم


سدیدالدین محمد عوفی:

وقتی مردی بود خیاط در عفاف و صلاح  و زنی داشت عفیفه،مستوره و باجمال وکمال و هرگز خیانتی از وی ظاهر نگشته بود. روزی زن نزد شوهر خود نشسته بود و زبان تطاول گشاده،به سبیل منت یاد میکرد که :

تو قدر عفاف من چه میدانی وقیمت صلاح من چه شناسی،که من در صلاح زبیده ی وقت و رابعه ی عهدم.

مرد گفت:راست میگویی،اما عفاف تو به نتیجه عفاف من است.

چون من در حضرت آفریدگار راست  باشم ،او تو را در عصمت بدارد.

زن خشمگین شد وگفت:هیچ کس زن را نگاه نتواند داشت واگر مراوسیلت صلاح و عفت نیستی ،هرچه خواستمی بکردمی

مرد گفت:تورا اجازت دادم به هرجا که خواهی برو و هرچه خواهی بکن

زن روز بعدخودرا بیاراست و جادر در سر کشید واز خانه برون شد و تا شب بیرون بود،اما هیچ کس به وی التفات نکرد مگر یک مرد که چادر اورا کشید و رفت.

چون زن به خانه آمد مرد گفت:همه روز گشتی و هیچ کس به تو التفات نکرد مگر یک کس و او نیز رها کرد.

زن گفت:تو از کجا دیدی؟

گفت:من در خانه خود بودم.اما من در عمرخود به هیچ زن نامحرم به چشم خیانت نگاه نکرده ام مگردر کودکی که گوشه چادر زنی را گرفتم ودر حال پشیمان شدم ورها کردم.دانستم اگر کسی قصد حرم من کند بیش از این نباشد.

زن در پای شوهر افتاد و گفت:مرا معلوم شد که عفاف من از عفاف توست.

 

فایده این حکایت این است :که هر کس خواهد که نامحرمان در حرم او خیانت نکنند،گو نظر از حرم مسلمانان گسسته دار که حق تعالی به برکت عفت تو ،اهل حرم تو را در پرده عفت نگه دارد.

 

گفتم که:"مکن" گفت:"مکن تا نکنند"

این یک سخنم چنان خوش آمدکه مپرس

 

 

کتاب (هزارو یک حکایت اخلاقی  جلد اول صفحه 364)

کتاب جوامع الحکایات صفحه 338




برچسب ها :
عفاف ,  سدیدالدین محمد عوفی ,  حکایت اخلاقی , 

موضوع :
حجاب , 

بسم الله النور




پایگاه خبری قانون: 

یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.

آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند 

که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فورا صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصورآنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا میدانست)؛ آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواحه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیرمن و این دختر دوست هستیم.

آقا ابتدا در باره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود: بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. 

آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، و من هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خدا حافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند. آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند.

با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند. آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.

منبع: نشریه ماه تمام،شماره 3،ص17



برچسب ها :
رهبر ,  جوان ,  دختر ,  خطبه ,  ورزش , 

موضوع :
شمیم ولایت , 

بسم الله الرحمن الرحیم



امروز، شما جوانان‏] عناصر مؤثرید؛

 ولى فردا ستونهاى انقلاب هستید.

توجه كنید انقلاب را با ریشه‏ها و مبانى فكرى و منطقیش، بدرستى بشناسید.

پیشرفتهایى كه در المپیادهاى ریاضى و فیزیك و شیمى و ... به دست آوردیم، نشان داد ما جوانهایى داریم كه از استعدادهاى بالایى برخوردارند.

جوان، آن هم داراى علم و معرفت، آن هم در صراط تحصیل دانش براى اداره‏ى كشور در آینده داراى ارزش است.

جوان مظهر امید است.

جوان و نوجوان، چشمه‏ى جوشان نیرو و استعداد است.

حقیقتاً جوانان موتور یك جامعه هستند.

محبوبترین انسانهاى جامعه در نزد پروردگار، جوانهاى پارسا و پرهیزگار و مؤمن هستند.

مهمترین مظهر قدردانى از جوانى همین است كه از این صفا و نورانیت و از این ناآلودگى و پیراستگىِ طبیعىِ انسان جوان استفاده كنید و خود را در زمینه‏هاى تزكیه و اخلاق پیش ببرید؛ این ان‏شاءاللَّه ذخیره‏ى همه‏ى زندگى شما خواهد شد.

مهمترین مظهر قدردانى از جوانى همین است كه ... خود را در زمینه‏هاى تزكیه و اخلاق پیش ببرید؛ این ان‏شاءاللَّه ذخیره‏ى همه‏ى زندگى شما خواهد شد.

هرجا جوانهاى ما خواستند و همت گماشتند، به هدف رسیدند و رسیدیم.



برچسب ها :
جوان ,  انقلاب ,  امید ,  رهبر , 

موضوع :
شمیم ولایت , 

بسم رب النور

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود

فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او

صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟

زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد

آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود

یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید

اشک شبش به غربت روزش گواه بود

دستش برای مردم دنیا نمک نداشت

عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود

هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب

حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

مولا پس از شهادت زهرا غریب شد

زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود

وقتی که از محاسن او می‌چکید خون

عباس را به صورت بابا نگاه بود

«میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون

رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود

استاد سازگار

 




برچسب ها :
شب ,  علی ,  شهادت ,  استاد سازگار ,  اشک ,  چاه , 

موضوع :
مناسبت ها , 

بسم رب الکعبه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱) 

وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲) 

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳) 

تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴) 

سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)


با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:

۱. قرآن در آن نازل شده است.

۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.

۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.

۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.

۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.


شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. 

این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. 

ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان(عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.


عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می‌توان به دست آورد:


۱) آمرزش گناهان: پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند:

«هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، 

تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»


۲) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند:

«از کتاب خدا استفاده می‌شود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»


۳) نزول قرآن: طبق روایات، مجموع قرآن در شب قدر دفعی و یکباره بر پیامبر (ص) نازل شده است. این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.

۴) برتر از هزار ماه: نزول همه‌ی ملائکه و روح در شب قدر بر زمین و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. 

امام باقر(ع) فرمودند:«عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»


فرصت شب قدر را غنیمت بدانیم


شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.

در شب قدر که شب‌زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟

دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای است روشنی‌بخش که با تکرار تلاوت آنها، آموزش‌های آن‌ها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آیند. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح‌شده در دعاها گام برداریم.




برچسب ها :
شب قدر ,  فضیلت ,  قرآن ,  آمرزش گناهان ,  ملائکه , 

موضوع :
مناسبت ها , 

به نام آرامش دهنده دلها



حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر به راه حج مى رفتند. توشه و تنخواه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خیمه اى رسیدند كه پیرزنى در آن زندگى مى كرد. از او آب طلبیدند. گفت این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید. چنین كردند.

سپس از او غذا خواستند. گفت همین گوسفند را داریم بكشید و بخورید. یكى از آنان گوسفند را ذبح كرد و از گوشت آن مقدارى بریان كرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. 

هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم به حج مى رویم. چون باز گشتیم نزد ما بیا با تو به نیكى رفتار خواهیم كرد. و رفتند. شوهر زن كه آمد و از جریان خبر یافت، گفت: واى بر تو گوسفند مرا براى مردمى ناشناس مى كشى آنگاه مى گویى از قریش بودند؟ روزگارى گذشت و كار بر پیرزن سخت شد، از آن محل كوچ كرد و به مدینه عبورش افتاد. 

حسن بن على (ع) او را دید و شناخت. پیش رفت و گفت: مرا مى شناسى؟ گفت نه. گفت: من همانم كه در فلان روز مهمان تو شدم. و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن على فرستاد. آن حضرت نیز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد حسنبن جعفر فرستاد او نیز عطایى همانند آنان به او داد.

حلم و گذشت امام حسن (ع) چنان بود كه به گفته مروان، 

با كوهها برابرى مى كرد.




برچسب ها :
مدینه ,  حلم و گذشت ,  امام حسن(ع) ,  جود و سخا , 

موضوع :
مناسبت ها , 


تعداد صفحات : 9

 | ... |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  ... | 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic