در واقع عفت و حیا و حجاب زن تدبیری است كه او با نوعی الهام، برای گرانبها كردن خود و حفظ موقعیتش در برابر مرد به كار می برد، زیرا زن با هوش فطری و حس مخصوص خود درك كرده كه از نظر جسمی با مرد برابر نیست و اگر بخواهد با وی پنجه نرم كند از زور بازوی مرد بر نمی آید. از طرفی، زن ضعف مرد را در همان نیازی یافته كه خداوند حكیم در وجود مردان نهاده است.

زن خوب می داند كه خداوند او را مظهر معشوقیت قرار داده است. بر همین اساس، زن باعفت و حجاب بهتر می تواند مرد را مجذوب خود كند و با متانت و وقار بر احترام خویش بیفزاید.

اما هنگامی كه جامعه، زن را با اندام عریان جستجو كند، طبیعی است كه روز به روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزونتری را از او دارد. 

وقتی زن از طریق جاذبه جنسی، وسیله تبلیغ كالا، تزیین اطاق انتظار و عاملی برای جلب جهانگردان و سیاحان و مانند اینها قرار گیرد؛ در چنین جامعه ای، شخصیت زن تا سرحد عروسك یا یك كالا ی بی ارزش دیگر سقوط می كند و ارزش های والای انسانی او به كلی به دست فراموشی سپرده می شود و تنها افتخار او جوانی و زیبایی و خودنمایی اش می گردد. و به این ترتیب، وسیله ای برای اشباع هوسهای سركش مشتی آلوده و نابكار می شود.

در چنین جامعه ای زن چگونه می تواند با ویژگیهای اخلاقی، علم و آگاهی و دانایی اش جلوه كند و به مقام والایی برسد؟!




برچسب ها :
ارزش زن ,  زیبایی و جوانی ,  زن مظهر معشوقیت ,  عفت و حیا ,