بسم الله الرحمن الرحیم






این نامه رو خدا فقط بخونه

این نامه رو خدا فقط بخونه

به نام تو

که دلم تنگ شده برای تو

از همان روز که گفتی پیاده شو..

همان دم در زمین خوردم و خاکی شدم!

ابن_سینا میداند چه دردیست درد خاک!

سرد سرد،

خشک خشک..



بسم الله الرحمن الرحیم






این نامه رو خدا فقط بخونه

این نامه رو خدا فقط بخونه

به نام تو

که دلم تنگ شده برای تو

از همان روز که گفتی پیاده شو..

همان دم در زمین خوردم و خاکی شدم!

ابن_سینا میداند چه دردیست درد خاک!

سرد سرد،

خشک خشک..

مثل خواب ..

مثل مرگ ...

مزاجم سوداوی شده بی تو!

خسته و بی روح!

دلم فقط خواب میخواهد،

خوابی که آغوشش اگر میشدی تا خود صور طول میکشید..

اصلا نه! بعید است تو آغوشم باشی و فریاد اسرافیل حریف شکافتن رویایم شود!

فکرش را بکن... تو بارانی ترین رویای پروانه های خوابم خواهی شد!

چقدر خوب میشود دوباره!

خاک... باران...

رطوبت به طبعم برمیگردد دوباره!

نور... رنگین کمان...

...

بیخیال...

از بس ناشیانه کلمات را میبافم زود میفهمی،

 که استادانه هم اگر میبافتم باز انت عالم علی طلبتی.

نه فقط نیاز من،

که انت عالم علی کل شی!

پررویی است ولی یا ایها العزیز..

دلم بغل میخواهد

و گوشی که پچ پچ کنم جمله دوستت دارم را برایش!

یا ایها الحبیب...

انت الهی و ربی و سیدی و مولای..

و تعرف ضمیری

و لایخفی علیک امر منقلبی و مثوای..


میدانم که برای این یک قلم هم میشود گفت انت قادر علی طلبتی..

پس فقط نوشتم آغوشت و چند نقطه...

و چشم بستم، همین!

ردم نکن زیباترینم،

منتظرم

بیا...




برچسب ها :
خدا ,  ابن سینا ,  یا ایهاالعزیز ,  الحبیب , 

موضوع :
دلنوشته ,