بسم الله الرحمن الرحیم



این شعربسیار زیبا و عنایت شده از برادرمجیدتال هست


هدیه به همه عاشقان ابوالفضل عباس (ع)

 

روزی شعر من امشب دوبرابرشده است

چون که سرگرم نگاه دوبرادرشده است

چون که بانوی کلابیه پسرآورده

چشم واکن،پدرخاک قمرآورده

هرکه از قافله فطرسیان جامانده

نظرش خیره به گهواره سقا مانده

زوربازوی تو بیحد و عدد خواهد شد

بعداز این ام بنین،ام اسد خواهدشد

باوجود تو زمین حیدر دیگر دارد

کعبه جادارد اگر باز ترک بردارد

ازدر خانه او پانکشیدم هرگز

چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز

ماه ذی الحجه که عباس به حج عازم شد

همه برکعبه ولی کعبه براو محرم شد

درطوافش سخن از عقل فراتر میگفت

درحقیقت ((لک لبیک برادر)) میگفت

این ابالفضل که از قبله فراترمیرفت

مرتضی بود که بر دوش پیمبر میرفت

علی اکبر به ثناگویی او می آید:

چقدر منبر کعبه به عمو می آید

خطبه خواند و همه را محو صدای خودکرد

درحقیقت همه را قبله نمای خودکرد

گفت این خانه که حق آمدو ایجادش کرد

مسجدی بود که بابای من آبادش کرد

از در خانه او پای نکشیدم هرگز

چون حسینی تراز عباس ندیدم هرگز

((کاشف الکرب))تویی،خنده ارباب تویی

((پدرخاک))علی و ((پدر آب)) تویی!

روی چشم توبود جای حسن جای حسین

هست مابین دوابروی تو بین الحرمین

پیش خورشید و قمر سایه تو سنگین است

و فقط محضرزینب سرتو پایین است

ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد

بنویسید رقیه چه عمویی دارد

صحبت از مردی تو کار بنی هاشم بود

نام تو دردل میدان رجز قاسم بود

زوربازوی علی ریخته در بازویت

ذوالفقاری نبود تیزتر از ابرویت

تیغ چرخانده ای و پیش تو طوفان هیچ است

وسط جنگ زمین را به زمان دوخته ای

فن شمشیرزنی را زکه آموخته ای؟!

ای جوان!پیررهت کیست از آن شاه بگو؟!

((اشهدأن علیا ولی الله ))بگو

اوعلمدار حسین است ببخشید مرا

مدح او کار حسین است ببخشید مرا




برچسب ها :
عباس ,  میلاد ,  علمدار ,  سقا ,  حسین ,  شمشیرزن , 

موضوع :
مناسبت ها ,