بسم رب الشهدا و الصدیقین



قایقی خواهم ساخت...

خواهم انداخت به دریای دل اربابم...

قایق از خشم پراست

و دل از نفرت تکفیری ها

قصه ی فهمیده باز تکرار کنم؟

نه دگر این بار دعوا به سر سربند نیست

همه سربندها نام یافاطمه است...

نشودتکرار باز عاشورا

خیمه هااینبار جایش امن است

علم عباس هم دست نیکوی

گل سرسبد فاطمه است

رهبرم خامنه ایست

رهبرم سید واولاد علی است

رهبرم اخم کند

به خدا مادرتان داغ شمامی بیند...

حاج همت رفته,کاظمی دیگرنیست

پدرموشک ایران هم رفت

لیک از عالم غیب باز با ماهستند...

حاج قاسم هم هست که سلیمانی کرد.

همه دنیا رافتح...

همه ی ماهستیم کورخواندید

اگر بازهم فکرکنید که علی تنهاست...

نامه های بیعت بامسلم

همه اش ایرانیست...

همه باخون امضا کردیم

خاک پای پسرزهراییم...

بازدنیا انگارتشنه ی خون شده است

هوس رویش لاله کرده

دورتادورضریح عباس

خون شیعه زگرفتاری تن خسته شده

وقت انست که ازاد شود از رگ ها

"رهبرم" اخم نکن

ای به فدای جدت

به خدا اذن دهی

شیعه باخون خود میشورد

همه ی لشگر کفر

همه ی لشگرکفر...



برچسب ها :
رهبرم ,  اخم ,  لاله ,  عباس ,  تکفیری ,  شهدا , 

موضوع :
شمیم ولایت ,