منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

در زمانی كه آن زمانه نبود
قصه ی سیب و آدم و حوا
حرفی از كوه و ساحل و صخره
صحبتی از بهشت روح افزا
ناگهان عشق آفریده شده و
شدم عاشق، شدم غلام شما
قلم عشق بود و صحنه ی دل من
آن زمان، آن زمان نا پیداست
كه قلم هم نوشت دست خدا
السلام و علیك یا زهرا
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

بسم الله الرحمن الرحیم



این شعربسیار زیبا و عنایت شده از برادرمجیدتال هست


هدیه به همه عاشقان ابوالفضل عباس (ع)

 

روزی شعر من امشب دوبرابرشده است

چون که سرگرم نگاه دوبرادرشده است

چون که بانوی کلابیه پسرآورده

چشم واکن،پدرخاک قمرآورده

هرکه از قافله فطرسیان جامانده

نظرش خیره به گهواره سقا مانده

زوربازوی تو بیحد و عدد خواهد شد

بعداز این ام بنین،ام اسد خواهدشد

باوجود تو زمین حیدر دیگر دارد

کعبه جادارد اگر باز ترک بردارد

ازدر خانه او پانکشیدم هرگز

چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز

ماه ذی الحجه که عباس به حج عازم شد

همه برکعبه ولی کعبه براو محرم شد

درطوافش سخن از عقل فراتر میگفت

درحقیقت ((لک لبیک برادر)) میگفت

این ابالفضل که از قبله فراترمیرفت

مرتضی بود که بر دوش پیمبر میرفت

علی اکبر به ثناگویی او می آید:

چقدر منبر کعبه به عمو می آید

خطبه خواند و همه را محو صدای خودکرد

درحقیقت همه را قبله نمای خودکرد

گفت این خانه که حق آمدو ایجادش کرد

مسجدی بود که بابای من آبادش کرد

از در خانه او پای نکشیدم هرگز

چون حسینی تراز عباس ندیدم هرگز

((کاشف الکرب))تویی،خنده ارباب تویی

((پدرخاک))علی و ((پدر آب)) تویی!

روی چشم توبود جای حسن جای حسین

هست مابین دوابروی تو بین الحرمین

پیش خورشید و قمر سایه تو سنگین است

و فقط محضرزینب سرتو پایین است

ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد

بنویسید رقیه چه عمویی دارد

صحبت از مردی تو کار بنی هاشم بود

نام تو دردل میدان رجز قاسم بود

زوربازوی علی ریخته در بازویت

ذوالفقاری نبود تیزتر از ابرویت

تیغ چرخانده ای و پیش تو طوفان هیچ است

وسط جنگ زمین را به زمان دوخته ای

فن شمشیرزنی را زکه آموخته ای؟!

ای جوان!پیررهت کیست از آن شاه بگو؟!

((اشهدأن علیا ولی الله ))بگو

اوعلمدار حسین است ببخشید مرا

مدح او کار حسین است ببخشید مرا




برچسب ها :
عباس ,  میلاد ,  علمدار ,  سقا ,  حسین ,  شمشیرزن , 

موضوع :
مناسبت ها , 

بسم رب الحسین(علیه السلام)



گرچه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم

گرچه چندیست که بی روح تر از هر جسدیم

گرچه در خوب ترین حالتمان نیز بدیم

جزدر خانه ارباب دری را نزدیم

روزگاری است که مارعیت این خانه شدیم

سجده شکر برآریم که دیوانه شدیم

 

 

از همان روز که حسنش به تجلی دم زد

از همان دم که دمش طعنه به جام جم زد

از همان لحظه که مهرش به دلم پرچم زد

عشق پیداشد وآتش به همه عالم زد

بنده عشقم و مجنون حسین بن علی

دررگم نیست به جزخون حسین بن علی


 

آسمان با تپش ماه تماشا دارد

قطره دریا که شود جلوه ی زیبا دارد

روح در جسم که باشدهمه جا جادارد

عشق بانام حسین است که معنی دارد

تاخداهست و جهان هست و زمین

شب میلاد حسین است عشق همین

 

اورسیده که به داد دل غافل برسد

کشتی گمشده عشق به ساحل برسد

کاروانی که به ره مانده به منزل برسد

نمک سفره مانقل محافل برسد

به همان کس که به میزان خداهست محک

هرکجا سفره عشق است حسین است نمک

شب شوراست که شیرین و غزل خوان شده ام

خیس از بارش احسان فراوان شده ام




برچسب ها :
حسین(ع) ,  میلاد ,  سجده ,  عشق ,  مجنون ,  کشتی گمشده عشق ,  آسمان , 

موضوع :
مناسبت ها , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic